تبليغاتX
یادداشت های یک دبیر زیست شناسی
 
آموزش زیست شناسی و معرفی علوم جدید
 
شگفتی های قلب

تا چه حد با کار قلب خود آشنا هستید؟ شاید بگوئید خیلی زیاد، اما مطمئنا وقتی این چند سطر را بخوانید متوجه می‌شوید که آنچه شما حدس می‌زدید با واقعیت فاصله زیادی دارد.
• دست خود را روی قلبتان بگذارید. آیا دستتان را روی سمت چپ سینه قرار دادید؟ بیشتر مردم چنین می‌کنند. واقعیت اینست که قلب تقریبا در وسط قفسه سینه و در میان ششها واقع شده است، اما طوری قرار گرفته که بخشی از آن، تماس اندکی با سمت چپ سینه دارد. به همین دلیل به نظر می‌رسد قلب در سمت چپ سینه جای گرفته است.
• دستتان را مشت کنید. اگر کودک هستید، قلب شما تقریبا به همین اندازه است. ولی اگر بزرگسال باشید، اندازه قلب شما حدودا دو برابر مشتتان خواهد بود.
• قلب در حدود 100000 مرتبه در روز و تقریبا 35 میلیون بار در سال می‌تپد. به طور میانگین، قلب یک انسان در طول عمر او بیش از 2.5 میلیارد بار منقبض می‌شود.
• نیرویی که قلب در هر تپش ایجاد می‌کند مساوی نیرویی است که بایستی برای زدن یک ضربه محکم در بازی تنیس صرف کنید. ماهیچه های قلب همواره به شدت کار می‌کنند. میزان فعالیت آنها تقریبا دو برابر میزان فعالیت ماهیچه های پای فردی است که با قدم های کوتاه می‌دود.
• اگر انگشتان خود را روی مچ یا رگ گردنتان قرار دهید، می‌توانید نبضتان را احساس کنید. نبض کودکان بین 90 تا 120 بار در دقیقه و نبض بزرگسالان تقریبا 72 بار در دقیقه می‌زند.
• قطر آئورت- که بزرگترین سرخرگ بدن می‌باشد - تقریبا با قطر یک شلنگ کوچک یکسان است. در مقابل، مویرگها به حدی کوچکند که باید ده عدد از آنها را در کنار هم قرار دهید تا ضخامت آن‌ها با موی انسان برابر شود.
• در بدن شما تقریبا 5.6 لیتر خون جریان دارد. این خون در هر دقیقه سه دور از کل بدن می‌گذرد. خون در یک روز مسافتی در حدود 19000 کیلومتر را طی می‌کند و این فاصله چهار برابر طول کشور آمریکا (از اقیانوس اطلس تا اقیانوس آرام) است.
• قلب به طور متوسط یک میلیون بشکه خون را در کل عمر پمپ می‌کند. این حجم معادل ظرفیت سه تانکر عظیم نفتی است.

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 8:42  توسط مریم امینیان  | 
دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است:

1- آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند .

2- آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بی شخصیتاند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمیآیند. مرده و زندهاشان یکی است .

3- آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما میمانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم .

4- آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند شگفت انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم. باز میشناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان میزنند . اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد .


  نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 21:43  توسط مریم امینیان  | 

۱.فعاليت هاي لذت بخش زيست شناسي ،مؤلف ژانيس وانكليف ،مترجم حسين الوندي ،انتشارات مدرسه

۲.پروژه هاي زيست شناسي، تآليف آمنه جمشيدي ،انتشارات مدرسه

۳.گياهشناسي عملي (رشته زيست شناسي) مؤلف فريده احساني طباطبا ئي ، انتشارات دانشگاه پيام نور

  نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 8:34  توسط مریم امینیان  | 

دوستان پرفسور سمیعی را که می شناسید . اگر بخواهم افتخارات ایشان را برایتان بگویم یک عمر طولانی می خواهد اما درباره ایشان فقط این جمله بس که ایشان را " ابوعلی سینا " ی ثانی لقب داده اند .

از پرفسورسمیعی سوال شد که :ایا می توان در حلبی آبادهای حاشیه شهرهای بزرگ و فقیر جهان هم به پیشرفتهای بزرگ علمی نایل شد . که ایشان در جواب گفتند :

صد در صد . من مطمئنم که در هر گوشه ای از دنیا هیچ کس نمی تواند جلوی تفکر انسان را بگیرد . یکی از اسرار بزرگ مغز شما می تواند دنیا را نزد خود بیاورد و در آن تحقیق و تفحص کرده و در مغز خودتان افکاری را بوجود بیاورید که دیگران نداشته اند و بدین ترتیب بتوانید کارهای جدیدی برای دنیا انجام دهید .

و اما توصیه پرفسور سمیعی :

توصیه من این است که جوانان نیروهای بی بدیل شان را روی چند موضوع متمرکز نکنند و تنها به هدفی بپردازند که

برای شان بسیار حیاتی و حائز اهمیت است .

در غیر این صورت پریدن از این شاخه به ان شاخه نمی تواند الگویی برای پیشرفت کردن نیل به اهداف مهم و شاخص شدن در یک حوزه از علم باشد .

خب دوستان مطمئن هستم که منظورم را از آوردن این مطلب متوجه شدین پس یکبار دیگه مطلب را بخوانید و یا علی بگویید و موانع ( که بیشتر بهانه است تا موانع ) را از سر راه بردارید .

                                                               سربلند باشید


  نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 8:23  توسط مریم امینیان  | 

پاك و منزه است خدايي كه شب را براي خفاشان چونان روز روشن و مايه ي به دست آوردن روزي قرار داد و روز را چونان شب تار مايه ي آرامش و استراحت آن ها انتخاب فرمود و بال هايي از گوشت براي پرواز آن ها آفريد تا به هنگام نياز به پرواز از آن استفاده كنند،اين بال ها چون لاله هاي گوشند.

بي پر و رگ هاي اصلي ، اما جاي رگ ها و نشانه هاي آن را به خوبي مشاهده خواهي كرد.براي شب پره ها دو بال قرار داد نه آن قدر نازك كه در هم بشكند و نه چندان محكم كه سنگيني كند.پرواز مي كنند در حالي كه فرزندانشان به آن ها چسبيده و به مادر پناه برده اند ، اگر فرود آيند با مادر فرود مي آيند و اگر بالا روند با مادر اوج مي گيرند.

 

@ خفاش در پروازها و شكار كردن ها از چشم خود استفاده نمي كند بلكه به وسيله ي فرستادن امواج و دريافت آن ، موانع را تشخيص مي دهد ، درست مانند يك دستگاه رادار عمل مي كند كه امواج "ماوراء صوت" را به وسيله ي يك فرستنده ي قوي به فضا مي فرستد. امواج همه جا پيش مي روند ، وقتي به مانعي برمي خورند ، منعكس مي گردند ، به اين ترتيب وجود هواپيماي دشمن را تشخيص مي دهند.خفاش در حال پرواز 30 الي60 بار امواج ماوراء صوت از خود بيرون فرستاده كه پس از بازگشت امواج ، راه ها ، موانع و غذا را به خوبي تشخيص مي دهد.

منبع:ترجمه ي نهج البلاغه(بخشي از خطبه ي 155)

  نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 8:1  توسط مریم امینیان  | 

بعضی ها مثل میکروسکوپ می مونن و چیزهای کوچیک رو بزرگ نشون می دن .

بعضی ها مثل آنتوسیانین رنگدانه واکوئلهای گیاهی می مونن و توی هر محیطی به یه رنگ در می آیند .

بعضی ها مثل سلول های لوله های غربالی می مانند که اندامک های لازم برای انجام فعالیتهایشان را ندارند و همیشه محتاج سلولهای همراه هستند .

بعضی ها مثل ........

  نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 7:56  توسط مریم امینیان  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ