آموزش زیست شناسی و معرفی علوم جدید |
گرفته شده از : زیست شناسی تبریز
منبع اصلی : http://en.wikipedia.org/wiki/Human_genome
يكي ديگر از كاربردهاي فناوري نانو در زمينه دارو رساني ژن هاست.
Vector هاي موجود، ويروس هاي اصلاح شده روي سيستم ايمني بدن داراي اثراتي هستند، بنابراين تحقيقات روي ساخت، ذرات نانو كه قابليت حمل ژن ها را داشته باشند از موارد مورد نياز مي باشد. ساير روش هاي آزادسازي و دارو رساني به منظور افزايش تاثير دارو و كاهش اثرات جانبي آنها نيز وجود دارند كه مورد تحقيق مي باشند. به طور مثال كاربرد پوشش هايي كه تحت تابش نور فعال مي شوند براي كاربرد داروهاي خاص در استخوان ها به كار گرفته مي شود از اين موارد هستند. اين نوع داروها عمدتا به علت نوع پوشش دادن آنها، غيرمحلول باقي مي مانند و در استخوان ها جذب مي شوند. اين پوشش ها پس از قرار گرفتن در معرض نور و تابش به فرم محلول درآمده و اجازه مي دهند تا دارو به محل اثر خود رسيده و تاثير نمايد. اين تحقيقات همچنين بر روي ذرات مغناطيسي كه به كمك آن بتوان داروها را به محل اصلي هدايت نمود نيز انجام مي شوند. پوشش ذرات غير نانو با پليمرهايي نظير پلي اتيلن گليكول نيز از مواردي است كه به كمك آن داروها را مي توان به محل اصلي هدايت نمود. اين روش سبب مي شود تا اختصاصات دارو تغيير ننمايد و دارو از متابوليسم در كبد درامان باقي بماند. اين راه دارورساني نيز به زودي در درمان در دسترس قرار خواهد گرفت. علي رغم آنكه امروزه ممكن است فناوري نانو در مقايسه با علوم رايج و كاربردي بيشتر از يك عبارت باب روز جلب توجه نكند، اما اصلا نبايد از توانمندي هاي آتي آن غفلت كرد.
- تحليل
مهندسي ذرات و دارو رساني نوين از مهم ترين فصل هاي مشترك دارو رساني با فناوري نانو است، به علت پيشرفت در روندهاي ساخت ذرات و فرمولاسيون هاي دارويي امكان دارو رساني فرآورده هاي جديد كه عمدتا از نوع پپتيدها و پروتئين ها مي باشند امكان پذير شده است. هم راستاي اين پيشرفت ها صنعت ساخت پليمرهاي دارويي امكان تهيه حامل هاي مناسب براي دارو رساني به محل هاي اثر مورد نظر را فراهم كرده است. اميد است با يك بازنگري كلي پيرامون توانمندي هاي موجود در مراكز تحقيقاتي داخلي و امكان سنجي براي انجام پروژه هاي نانو در عرصه دارو رساني بتوان از ظرفيت هاي بالقوه در راستاي كاربردي نمودن فناوري نانو در دارو رساني بهره برداري نمود. متقابلا پژوهشگران نيز مي بايستي با درك مناسب از موقعيت فراهم شده وتوجه صنايع دارويي از اين فناوري، خود را به طور علمي و عملي براي ورود در اين عرصه مهيا نمايند و با ارايه دستاوردهاي قابل كاربرد، حفظ اعتمام متقابل سرمايه گذاران و گسترش روز افزون اين رويكرد در بين صنايع دارويي اقدام نمايند.
ژن درمانى ، انقلاب چهارم و ملاحظات اخلاقى
ژن درمانى مستلزم دانش اساسى، عميق و دقيق مولكولى از طبيعت، ساختار و عملكرد ژن طبيعى است و از آنجا كه در حال حاضر، چنين اطلاعاتى درباره بسيارى از ژن ها در دست نيست، كاربردهاى ژن درمانى دست كم براى چند سال آينده در پهنه وسيعى به بيمارى زايى آنها كه اطلاعات نسبتاً كافى در دسترس هست، محدود خواهد بود. پيداست كه شناسايى هر چه بيشتر و بهتر خصوصيات فيزيولوژيك سلول ها و اندام هاى هدف و مانند آن امكان انجام ژن درمانى در سطح بسيار و سريع ترى را مهيا خواهد ساخت. بدون شك روش ها و فنون مربوط به اين شناسايى ها هم اينك در راه هستند.
اينكه در آغاز، ژن درمانى براى اختلالات تك ژنى مغلوب به كار رفت، به دليل سادگى نسبى موضوع و آگاهى بيشتر پژوهشگران از رمز و رازهاى ژنتيكى اين اختلالات بوده است. به دلايلى از اين دست است كه كار روى ناهنجارى هاى چندژنى هنوز موفقيت قابل ذكرى به دست نداده، زيرا مستلزم دانستن مجموعه اى اطلاعات از رديف هاى ژنتيكى معيوب (ژن هاى متعدد يا فراوان دخيل در بيمارى) و نيز نقش پيچيده محيط است. اطلاعات جارى حاكى از آن است كه پيروزى در اين حوزه، فوق العاده دشوار بوده و به نظر مى رسد تا سال ها امكان پذير نباشد. تلاش هاى در دست انجام پيرامون مبارزه مولكولى- و بنيادى- با سرطان نيز، از جمله بيشترين كاربردهاى نويد بخش ژن درمانى و از هدف هاى اوليه آن به حساب مى آيد. بيش از ۶۳درصد پروتكل هاى مصوب ژن درمانى در اين زمينه در جريان است. و پس از سرطان، بيمارى هاى وراثتى تك ژنى با حدود ۵/۱۲درصد قرار دارد. ژن درمانى كه امروزه روشى پرهزينه بوده و به فنون پيشرفته و تخصصى و مهارت هاى علمى و پزشكى بسيارى وابسته است و از اين رو، در مجموع هم اكنون استفاده از آن در سطح بالينى به مراكز پژوهشى و پزشكى معتبر جهانى محدود است، به زودى در مورد طيف وسيعى از بيمارى ها به كار خواهد رفت و به طرزى پايه اى درمان ده ها ميليون بيمار را فراهم خواهد آورد زيرا شمار كثيرى از ژن هاى معيوب آدمى كه مسبب صدها بيمارى خطرناك فعلى انسان هستند، هدف هاى بالقوه براى دستكارى ژنى هستند. اميدوارى زيادى هست كه در آينده اى بسيار نزديك در درجه بيمارى هايى مانند سرطان هاى انسانى، شكل هاى متعددى از بيمارى هاى قلبى و عروقى، بيمارى هاى عصبى و روانى (مانند پاركينسون و آلزايمر)، بيمارى هاى عفونى (مانند ايدز) براساس فنون ژن درمانى درمان شوند
در ارتباط با هزينه هاى بالاى ژن درمان در حال حاضر، مى توان گفت كه جراحى قلب و درمان پيوند عضو هم كمابيش به همان اندازه هزينه دربردارد؛ بنابراين براى استفاده از اين روش ها در سطح عامه مردم در كشورهاى عقب نگه داشته شده، با اتكا به عزم ملى و ايستادن روى پاى خود، لازم است فنون و روش هاى ارزان قيمتى براى انتقال ژن ابداع شود و به طور مثال با رعايت مجموعه اصول ايمنى و بهداشتى بتوان ناقلين انتقال ژن را به طور مستقيم و موثر به بيماران تزريق كرد.
به استناد شواهد فزاينده علمى، خوشبختانه مى توان تاكيد كرد كه استفاده از روش هاى جديد پيشگيرى و درمان بيمارى ها در پزشكى مولكولى، در آينده اى نه چندان دور و در مقايسه با وضع كنونى، در مجموع، هزينه ها را نيز صدها بار كاهش خواهد داد
اينك همراه با تاكيد بر برخى نكات مهم پيرامون ژن درمانى، درباره توانايى هاى (بالقوه و بالفعل) ژن درمانى توضيح بيشترى ارائه مى شود
- ايده اصلى ژن درمانى، واردسازى يك نسخه سالم از يك ژن جهش يافته به ژنوم فرد مبتلا است كه طى آن فرآورده سالم ژن در بدن او ايجاد و در نتيجه علائم بيمارى برطرف شود.
- اگرچه ايده ژن درمانى از سال ۱۹۹۰ با جديت مطرح شده و به طور مستمر و فزاينده در حال پيگيرى است، اما و چنانچه پيشتر اشاره شد درمان هاى واقعى و نهايى مربوط به اين رويكرد هنوز در دوران كودكى خود به سر مى برند و در سطح بالينى اكثر كارآزمايى هاى ژن درمانى، تنها در مراحل پژوهشى هستند.
- امروزه ژن درمانى (و البته به دلايل مشخص و منطقى) اكثراً در رابطه با اصلاح ژن ها در بيمارى هاى تك ژنى و به ويژه بيمارى هاى با الگوى مغلوب كاربرد دارد. از اين موارد نسخه سالم فرآورده ژن جهش يافته را جبران مى كند.
- واردسازى ژن سالم (ترانس ژن) به منظور درمان بيمارى مى تواند سلول جنسى يا ژرمينال (تخمك و اسپرم) يا سلول سوماتيك (بدنى) را مورد هدف قرار دهد
نوع سلولى كه بايد تغييريافته و اصلاح شود، بستگى دارد.
به طور مثال چنانچه بتوان سلول هاى مورد نظر
براى ژن درمانى را به راحتى در محيط كشت رشد داد،
روش ex vivo از امتيازات برجسته اى برخوردار
مى شود. به طور نمونه سلول هاى خونى كه از سلول هاى بنيادى داراى توان چندگانه (بس توان يا multipotent)
از مغز استخوان، مشتق مى شوند، براى كشت مناسب اند.
از اين رو بيمارى هاى سيستم خونى را مى توان با رويكردex vivo
يعنى استخراج و كشت سلول هاى بنيادى مغز استخوان درمان كرد، يعنى سلول ها در محيط in vivo مورد تغيير و اصلاح مناسب قرار گرفته و سلول هاى حاصل را كه واجد ژن سالم (ترانس ژن) شده اند به بدن بيمار انتقال مى دهند. سلول هاى بنيادى اصلاح شده پس از ورود به فرد مبتلا طبيعتاً سلول هاى متنوع و تمايز يافته ايجاد كرده و بيمارى درمان مى شود.
- رويكرد استفاده از شرايط in vivo براى دستكارى هاى ژنتيكى مورد نظر، اين امكان را فراهم مى كند كه بتوان از طيف وسيعى از روش ها (ناقل ويروسى، تزريق و...) جهت وارد ساختن ژن درمانگر (ترانس ژن) بهره گرفت.
بيماران مبتلا به فيبروزكيستيك واجد اشكالات بسيار جدى است،
در محيط كشت به دشوارى رشد مى كنند، بنابراين،در اين نوع سلول ها و بافت ها، معمولاً نمى توان از رويكرد ex vivo براى ژن درمانى سلول سوماتيك استفاده كرد. از اين رو و نيز به دلايل ديگر، بيمارى هايى مانند فيبروزكيستيك را بايد با روش in vivo درمان كرد. بدين منظور از ويروس هايى مانند ادنوويروس كه به طور طبيعى سلول ها را اپيتليال مى كنند، به عنوان ناقل ترانس ژن براى
واردسازى به سلول هاى مبتلاى فرد استفاده مى كنند.
• نمونه ها و توانايى هاى ژن درمانى
اثر يك ژن درمانگر به درون سلول هاى يك فرد مبتلا، به ندرت مى تواند بر علائم بيمارى براى درازمدت فائق آيد. موارد بحث برانگيزى نيز گزارش شده است كه طى آن فرد مبتلا، در ژن خود، فرآيند ژن درمانى، دچار رنج و مشكلاتى گرديده است. براى نمونه، در سال ۱۹۹۹ يك مرد جوان ۱۸ساله فيلادلفيايى (Jesse Gelsinger) كه داوطلب ژن درمانى بود، در پى يك آزمون ژن درمانى، فوت كرد
اين جوان به يك بيمارى ژنتيكى نادرى مربوط به كبد و به شرح زير مبتلا بود:
- ژن جهش يافته مربوط به آنزيم اورنيتين ترانس كرياميلاز (OTC) است كه قادر نيست آمونيوم را از گردش خون پاك يا حذف كند.
در جريان ژن درمانى با استفاده از يك ناقل ادنوويروسى نسخه اى از ژن سالم مربوط به OTC به كبد او وارد شد. اما ويروس يك واكنش ايمنى گسترده در اين جوان ايجاد كرد كه متاسفانه به مرگ او انجاميد.
مواردى مانند مثال بالا بر ابداع ناقلينى كارآمد، واجد بازدهى بسيار بالا و كمترين سميت تاكيد دارد.
برخى از موارد موفقيت آميز ژن درمانى نيز شايان تاكيد است كه به يك مورد مهم آن اشاره مى كنيم:
- نوزادانى كه با X-SCID (كمبود ايمنى مركب شديد وابسته به X) به دنيا مى آيند، داراى جهش در ژن مربوط به توليد زنجيره گاما در گيرنده اينترلوكين-۲ خود هستند كه روى كروموزوم X قرار دارد.
- جهش بالا، مانع از ايجاد دو نوع گلبول سفيد خون (T-cells, Nature killer cells) مى گردد.
- نوزاد مبتلا در برابر عفونت، قدرت دفاعى ناچيز داشته يا اساساً فاقد آن است. در نتيجه در خلال يك سالگى فوت مى كند، مگر آنكه از دهنده (مناسب) مغز استخوان برايش اقدام لازم صورت گيرد.
- در عمليات ژن درمانى كه (در سال ۲۰۰۲) روى نوزادى مبتلا صورت گرفت، ابتدا سلول هاى بنيادى از مغز استخوان او برداشت شد و با استفاده از يك ناقل مناسب رتروويروسى واجد نسخه سالم ژن بالا درمان شد.
- پس از انتقال ترانس ژن وارد شده به سلول هاى بنيادى به بدن نوزاد، اين سلول ها تمام انواع سلول هاى مورد نياز براى عملكرد كامل سيستم ايمنى نوزاد را حداقل براى ده ماه توليد كردند.
- با پيگيرى هاى بعدى عمليات ژن درمانى بالا با موفقيت در مجموع كامل و براى بيماران ديگرى نيز انجام گرفته است.
- در ژن درمانى بالا، البته مشاهده شد كه برخى از مبتلايان (يك نفر از هر ده نفر) به لوسمى نيز دچار شدند.
- دليل اين امر وارد شدن ژن درمانگر به مكان هاى فراوان و به صورت تصادفى در ژنوم است.
- در چنين شرايطى در مواردى كه به لوسمى منتهى مى شد، ژن درمانگر (گاماc) در واقع وارد ناحيه تنظيم كننده يك ژن به نام Lmo2 در كروموزوم شماره ۱۱ كه يك آنكوژن است، مى شود و موجب فعال شدن بيش از حد آن مى شود.
- نمونه بالا تا به امروز، از معدود موارد ژن درمانى سوماتيكى است كه ظاهراً موفقيت كامل داشته است.
به نظر مى رسد كه برخى از مشكلات مربوط به واردسازى يا دخول تصادفى ژن درمانگر در ژنوم فرد مبتلا، با تلاش هاى نسبتاً موفقيت آميز سال هاى اخير در آستانه حل شدن قرار دارد. تلاش هاى ارزشمندى كه بر واردسازى هدفدار ژن درمانگر و بر استفاده از فرآيند «نوتركيبى اختصاصى و ويژه مكان» متكى است.
براى نمونه پژوهشگران قطعه هايى از DNA را به نحوى طراحى كرده اند كه داراى يك ژن درمانگر در مجاورت يك توالى تشخيصى مربوط به آنزيم ريكامبيناز ويژه مكان باشند. در صورت تزريق اين قطعه هاى DNA البته همراه با قطعه اى از DNA واجد رموز آنزيم اينتگراز، به انتهاى سياه رگ هاى موش، مى توان رخداد دخول ترانس ژن به مكان ويژه ژنوم موش را به نظاره نشست.
اين طراحى ها از الگوى موش قابل تعميم به الگوى انسانى است. هم اكنون راهكارهاى متنوع ديگر ژن درمانى براى بيمارى هاى ژنتيكى و غير ژنتيكى در دست اقدام است. به طور نمونه (دانشمندان) در سال ۲۰۰۱ براى هموفيلى B (كه ژن مسئول سنتز عامل انعقاد خون دچار جهش است)، با استفاده از به عنوان ناقل، ژن سالم مربوط به سنتز عامل را وارد سلول هاى ماهيچه اسكلتى كرده اند. در پى آن، سلول ها عامل يا پروتئين را توليد و فرد مبتلا بهبود مى يابد و ديگر نيازى به تزريق روزانه اين پروتئين ندارد.
در مورد سرطان ها و ايدز، ژن درمانى در كنار چالش هاى موجود، بسيار نويد بخش به نظر مى رسد.
توجه داشته باشيم كه حتى در مورد بيمارى هاى تك ژنى كه در موارد زيادى، در طيف گسترده از انواع مختلف سلولى (به دليل نبود فرآورده ژن در آن سلول ها) اختلال ايجاد مى كنند، ژن درمانى ممكن است درحالى كه در يك تيپ سلولى بهبودى ايجاد مى كند در ديگر سلول ها كار عمده اى انجام ندهد و در نتيجه به بهبودى كامل بيمارى منجر نشود. با اين وجود، بهبود و پيشرفت هاى خيره كننده در مسير سيستم هاى كارآمد تحويل ترانس ژن به هدف، همراه با درك بيشتر دانشمندان از سلول هاى بنيادى، فرصت هاى به مراتب بيشترى را براى آينده ژن درمانى (روزى كه از اهميت بالينى شايانى برخوردار مى شود) نويد مى دهد.
شايان ذكر است توانايى انسان براى دخالت درامور زيستى- و از جمله ژن درمانى سلول جنسى- تاكنون مناظره قابل ملاحظه اى را درباره حدود مجازى كه انسان مى تواند در مسير تغيير ارگانيسم ها و در اكوسيستم هاى مختلف مداخله كند، ايجاد كرده است. اين پرسش ها ابعاد اخلاقى، اجتماعى، قانونى و علمى دارند. متاسفانه اين معضل به ويژه در استفاده از ژن درمانى و بسيارى از روش ها و فنون مربوط به مهندسى ژنتيك در انسان ها به چشم مى خورد به طورى كه بسيارى از كاربردهاى نادرست آن، در سال هاى آتى در هراسند. به دلايل بى شمار، مسلم آن است كه ژن درمانى بايد تنها براى مقاصد درمانى و به انگيزه خدمت به نوع بشر به كار رود و تا پيش از كسب مجموعه دانش لازم و مناسب ترين فنون كافى، آخرين انتخاب هم به حساب آيد و طبيعتاً، با كنار نهادن مقاصد ديگر كه ريشه در بلند پروازى هاى غيرمسئولانه و جاه طلبانه دارد، اصلى ترين هدف، خدمت به انسان باشد. بسيارى از صاحبنظران امر كه با درك مسئوليت خطير انسانى خود، به پژوهش هاى ژن درمانى مشغول هستند، به دلايل بسيار روشن، به درستى بر چنين نگرشى تاكيد دارند.
بيشترين ملاحظات اخلاقى پيرامون ژن درمانى، روى سلول جنسى متمركز است، زيرا برخلاف ژن درمانى سلول سوماتيك كه روى نسل هاى بعدى اثر نمى گذارد، مى تواند نسل هاى آينده را متاثر كند. بنابراين با اين روش كه داراى توانايى بالقوه تاثير بر ساختار ژنتيكى نسل هاى آينده در يك جمعيت است و مى تواند در گنجينه وراثتى آنها تغييراتى ناخواسته را سبب شود، بايد بسيار حساس برخورد كرد.
براساس آنچه مورد تاكيد قرار گرفت، ژن درمانى سلول جنسى به منظور انتقال ژن اصلاح شده (سالم) به نسل هاى بعدى است. اين رويكرد به دليل آنكه دربردارنده ملاحظات اخلاقى، حقوقى و قانونى متعددى است، توصيه نمى شود و در اكثر كشور ها ممنوعيت قانونى دارد.
• جمع بندى
به رغم تمام پيشرفت ها، روش هاى متعدد ژن درمانى هنوز نتايج گسترده و كاملاً اطمينان بخشى به دست نداده است و به طور وسيع، محدود به سطح تجربى و فعاليت هاى پژوهشى بوده و دوران كودكى خود را مى گذراند. درست است كه ژن درمانى در مورد تعداد نسبتاً زيادى از بيمارى هاى ژنتيكى مانند كمبود ايمنى شديد خاص، فيبروزكيستيك، هيپركلسترولمى خويشاوندى و شمارى از سرطان ها مانند ملانوماى بدخيم، نوروبلاستوما و سرطان هاى كولوركتال، سلول هاى كليوى و مانند آن در ابعاد نسبتاً گسترده اى صورت گرفته است؛ اما پيش از آن كه مورد كارآزمايى هاى گسترده بالينى قرار گيرد، در دهه هاى آينده براى پرسش هاى زيادى بايد پاسخ مناسب پيدا كرد كه به طور نمونه دو مورد زير از جمله اصلى ترين اين مشكلات امروز ژن درمانى به شمار مى آيند:
الف) دستيانى به ناقلين مناسب براى گسيل داشتن ژن به بافت و هدف مورد نظر.
ب) دستيابى به روش ها و فنون مطلوب براى فعال كردن و غيرفعال كردن دلبخواه ژن درمانگر براساس نيازها و مقتضيات موجود.
اينكه پژوهشگران همچنان به مبارزه همه جانبه و مستمر خود براى فائق آمدن بر دشوارى ها و كمبودهاى فنى و علمى- به ويژه در زمينه زيست شناسى مولكولى- ادامه مى دهند غير قبل كتمان است. پرسش هاى فراوانى مطرح است و بسيارى نيز به سياهه آن اضافه خواهد شد كه چنانچه در بالا اشاره شد انتخاب ناقل مناسب براى تحويل ژن درمانگر يا محموله مناسب به سلول هدف، انتخاب نوع بافت و سلول هدف مناسب از آن جمله اند. بنابراين براى يافتن پاسخ اينگونه سئوال ها و حل خانه هاى خالى جدول بايد منتظر كشفيات آينده بود. با اين همه، مجموعه شواهد اميدبخش حاكى از آن است كه جايگزينى يا اصلاح و بازسازى ژن هاى جهش يافته و معيوب در دهه هاى آينده در پهنه نسبتاً وسيعى امكان پذير خواهد شد و اين شيوه جديد از درمان، نقش عظيمى در آينده پزشكى مولكولى و ارائه نسل نوى از درمان اساسى بيمارى هاى ژنتيكى و از جمله سرطان ايفا خواهد كرد.
خلاصه كنيم: اينك، افق هاى جديدى در پزشكى مولكولى و ژن درمانى در ذهن پژوهشگران گشوده شده است. روش هاى متعدد و رو به رشد انتقال ژن يا مواد ژنتيكى به درون سلول هاى هدف جهت جبران نقش ژن معيوب، يا به منظور اعطاى ويژگى جديد به سلولى كه مورد دستكارى حساب شده قرار گرفته است ازجمله روش هاى ژن درمانى هستند. روش اخيرالذكر، مى تواند براى مداخله در همانندسازى ويروس ايدز در افراد مبتلا و متوقف ساختن پيشرفت بيمارى كارساز باشد. نيز به منظور پيشگيرى از ابتلا به سرطان در افراد موردنظر مى توان ژن هايى را به آنها وارد كرد. تلاش هايى كه روى ژن درمانى در سلول هاى پايه اى مغز استخوان آغاز شده است، به طور حتم گسترش خواهد يافت. اين سلول هاى نابالغ كه برحسب نياز، انواع رده هاى سلولى خون موجود در گردش خون را مى سازند، هدف ايده آلى براى ژن درمانى به حساب مى آيند، زيرا اين سلول ها تا هنگام حيات فرد به زندگى خود ادامه مى دهند.
تاكيد مى نمايد در دهه هاى نخست سده حاضر براى بسيارى از مشكلات فنى و علمى كه مانع كارآزمايى هاى بالينى در مقياس وسيع هستند، راه حل هاى زيادى پيدا خواهد شد. ژن درمانى، سرانجام روشى ساده و ارزان هم خواهد شد. آنچه بسيار مهم است اينكه در عصر انقلاب ژنتيك و تحولات شگرف در روش ها و فنون مهندسى ژنتيك، ژن درمانى، و دستاوردهاى حيرت انگيز طرح بين المللى ژنوم انسان، به راستى بايد شرافتمندانه در اين قلمروها گام برداشت و با رعايت همه جوانب، ژن درمانى (سلول سوماتيك) را تنها به منظور اهداف درمانى مورد استفاده قرار داد. چه، ديرى نخواهد پاييد كه براى فائق آمدن بر مشكلاتى از مواردى كه در بالا مورد اشاره قرار گرفت، تدابير و راهكارهاى مناسب اتخاذ خواهد شد.
در يوكاريوت ها شامل 1- DNA پليمراز آلفا كه خاصيت پليمرازي و پرايمازي دارد.اين آنزيم قدرت اصلاح خود را ندارد.2-DNA پليمراز دلتا اين آنزيم در ساخت رشته رهبر و پيرو با آلفا همكاري دارد و خاصيت اگزونوكلئازي 3 به 5 را دارد.اين آنزيم داراي چرخي است كه فعاليت ممتد اين آنزيم را افزايش مي دهد كه PCNA نام دارد. DNA پليمراز آلفا و دلتا توسط فاكتور همانند سازي C يا RF-C با هم ارتباط دارند.3- DNA پليمراز بتا در ترميم نقش داردو خاصيت اگزونوكلئازي ندارد.4- DNA پليمراز گاما در همانند سازي ميتوكندري و كلروپلاست نقش دارد.5- DNA پليمراز ابسيلون در ترميم به خصوص ترميم حاصل از پرتوهاي فرا بنفش نقش دارد.همچنين در همانند سازي و پليمريزاسيون DNA هسته اي شركت دارد و خاصيت اگزونوكلئازي دارد.6- فاكتور همانند سازي A كه به DNAتك رشته متصل شده و از تشكيل DNA دو رشته جلوگيري مي كند.7- PCNA براي ساخت رشته رهبر لازم است. 8- FENو RNase H كه حذف قطعه هاي RNA پرايمر را بر عهده دارند.9-DNA هليكاز در يوكاريوت ها dnazو هليكازB و پروتئين MCM به عنوان هليكاز عمل مي كنند.10-T انتي ژن در شناسايي مبداء همانند سازي دخالت دارند.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|