شگفتي هاي خفاش در نهج البلاغه ...برگرفته از زیست شناسی گناباد
پاك و منزه است خدايي كه شب را براي خفاشان چونان روز روشن و مايه ي به دست آوردن روزي قرار داد و روز را چونان شب تار مايه ي آرامش و استراحت آن ها انتخاب فرمود و بال هايي از گوشت براي پرواز آن ها آفريد تا به هنگام نياز به پرواز از آن استفاده كنند،اين بال ها چون لاله هاي گوشند.
بي پر و رگ هاي اصلي ، اما جاي رگ ها و نشانه هاي آن را به خوبي مشاهده خواهي كرد.براي شب پره ها دو بال قرار داد نه آن قدر نازك كه در هم بشكند و نه چندان محكم كه سنگيني كند.پرواز مي كنند در حالي كه فرزندانشان به آن ها چسبيده و به مادر پناه برده اند ، اگر فرود آيند با مادر فرود مي آيند و اگر بالا روند با مادر اوج مي گيرند.
@ خفاش در پروازها و شكار كردن ها از چشم خود استفاده نمي كند بلكه به وسيله ي فرستادن امواج و دريافت آن ، موانع را تشخيص مي دهد ، درست مانند يك دستگاه رادار عمل مي كند كه امواج "ماوراء صوت" را به وسيله ي يك فرستنده ي قوي به فضا مي فرستد. امواج همه جا پيش مي روند ، وقتي به مانعي برمي خورند ، منعكس مي گردند ، به اين ترتيب وجود هواپيماي دشمن را تشخيص مي دهند.خفاش در حال پرواز 30 الي60 بار امواج ماوراء صوت از خود بيرون فرستاده كه پس از بازگشت امواج ، راه ها ، موانع و غذا را به خوبي تشخيص مي دهد.
منبع:ترجمه ي نهج البلاغه(بخشي از خطبه ي 155)